تاریخ ارسال : 18 آگوست 2018 ساعت : 8:01 ق.ظ 0 نظر
Print Friendly, PDF & Email

برگزاری اولین جشنواره شعر با محوریت امامزاده جعفر(ع) سیریز

اولین جشنواره شعر با محوریت امامزاده جعفر(ع) با همکاری گروه آکادمی هنر سیریز و آستان امام زاده جعفر(ع)سیریز با حضور جمعی از شاعران و علاقمندان به شعر وادب دهستان سیریزبرگزار شد.

به گزارش پرتال اطلاع رسانی سیریز؛ اولین جشنواره شعر با محوریت امامزاده جعفر(ع) مورخ25لغایت26مردادماه با همکاری گروه آکادمی هنر سیریز و آستان امام زاده جعفر(ع)سیریز با حضور جمعی از شاعران و علاقمندان به شعر وادب دهستان سیریزبرگزار شد.
در این جشنواره شاعران بزرگوار جناب آقایان حسین جعفری مقام اول ، حسن عباس زاده مقام دوم و جابر جعفری مقام سوم مسابقه را به ترتیب کسب نمودند.

ترویج شعر و ادب به همراه تکریم امامزاده جعفر(ع)، ایجاد انگیزه و رقابت، گسترش فعالیت‌های فرهنگی و ادبی منطقه‌ای، گرامیداشت تولید کنندگان و پدیدآوردگان آثار ادبی و شعر از مهمترین اهداف این جشنواره شعر بود که به بهترین شکل برگزار شد.

این جشنواره به صورت مسابقه و رقابتی انجام گرفت که نفرات اول تا سوم بعنوان شاعران برگزیده انتخاب شد.

درپایان به نفرات برگزیده و شرکت کننده در جشنواره هدایایی اهدا خواهد شد.
نفر اول یک جلد کلام الله مجید وجایزه ویژه
نفرات دوم وسوم ،هر کدام یک جلد کلام الله مجید
نفرات چهارم تا نهم، هر کدام یک جلد مفاتیح الجنان از طرف تولیت آستان مقدس امامزاده جعفر (ع)سیریز به رسم یادبود اهدا می گردد.

اشعار نفرات برتر به ترتیب زیر

♤گنجِ‌کویر♤
روزهایِ اوّلِ مرداد بود
درنگاهِ ساکتم، فریاد بود
آسمان آرزوهایم شکست
بر دلم، بارانِ غربت می‌نشست
پُر شدم از های و هوی این فراق
ضربه خوردم، ضربه هایی از نفاق
من کجا آواره ی غربت شوم؟
با چه کس آنجا، هم صحبت شوم؟
من که با کارم صمیمی بوده ام
با دوستانی بس قدیمی بوده ام
روزهای من پر از مهتاب بود
کرکسی آیا، کنارم خواب بود؟
کوله بارم شد پر از آه و فغان
انتقالی، درد شد بر روح و جان
ناگهان از دور دیدم روشنی
رنگِ سبزِ گنبدی در گلشنی
می درخشید و مرا هی می کشید
او هیاهوی دلم را می شنید
با دلی آشفته و روحی خراب
راه کج کردم به سوی این سراب
در جوار او نشستم بر زمین
گریه کردم، ناله می کردم، همین
هیچ حرفی از لبانم نپرید
خوب می دانم که او اما شنید
در حریمش بوی عطر یاس شد
ناگهان قلبم پر از احساس شد
می شدم خالی ز درد و ناله ها
در دلم دیگر نبود آن شکوه ها
قلبِ بی تابم چه آرام می تپید
ناگهان آرامشی بر من دمید
تکیه دادم بر ضریحی با صفا
درد غربت شد برایم آشنا
روزهای تار من را ماه شد
در تمام لحظه ها همراه شد
او غریبی را برای من شکست
در کویری خشک، بر قلبم نشست
شعرهای من همه پروانه اند
دورتادور حرم را خانه اند
باز می گردم به سویت آشنا
با دلی سرشار از مهر و وفا
بارگاهت! زاده‌ی کاظم(ع)، مرا
می‌نوازد شادی و شور و صفا
هرکجا باشم به‌خدمت در وطن
روشنی‌بخش منی در جان و تن
♧ سروده: حسین‌جعفری

 

این گنبد غریب که اینک محقر است
گوئی زیاد رفته جمعی توانگر است
اینجا یقین که با قم و مشهد برابر است
خاک درش چو تربت پاکش معطر است
این بارگاه زاده موسی ابن جعفر است
ذریه محمد و زهرای اطهر است
بنگر به چشم جان که سرایش منور است
روشن زفیض نور رخش هفت کشور است
آن را که فکر رحمت آن یار در سراست
بردرگهش بسان یکی حلقه بر دراست
بی شک بدان که شافع صحرای محشر است
اینجاست قبرزاده موسای تاجدار
اینجاست قبر بنده مخصوص کردگار
اینجاست مامن اموات این دیار
از بهر مابود او دُرّ شاهوارکوکشته شد به حین یکی جنگ نار بار
مدفون در این مکان شده آن جعفری تبار
یارب به قُرب و عزت این عبد جان نثار
اول شهیدوشاهد راهت در این دیارانوارمهر و رحمت وجودت فرو ببار
سیریز و مردمش زبلا در امان بدار
.الحق که نور تو تابان بر این در است
خواهی اگر به حشر نشینی کنار او

خواهی اگر که دفن شوی در جوار اوبرخیزو کوش بهر بنای مزار او
زیبنده ساز بارگه و گلعذار او
آخر چرا مزار زاده زهرا محقر است؟

سروده :حسن عباس زاده.

 

دراین دِه گویم ازعطرپیمبر

بنایِ زاده ی موسی ابنِ جعفر

دراینجا گنبدِ زیبایِ آقا

صفایِ خاص داده بر دِهِ ما

که هر کَس که مریض آورد شفا یافت

برایِ دردِ بی درمان دوا یافت

درآخر گویم از حال و هوایش

تنِ جابر فدایِ نام وجایش

«جابرجعفری»

مطالب مرتبط

دیدگاه شما

*

code